رگ خواب این دل...
به شرط پاكي دل
خداوندبي نهايت است
امابه قدرفهم توكوچك مي شود
وبه قدرنيازتوفرودمي آيد
وبه قدرآرزوي توگسترده مي شود
وبه قدرايمان توكارگشامي شود
وبه قدر نخ پيرزنان دوزنده باريك مي شود
وبه قدر دل اميدوارن گرم مي شود
يتيمان راپدرمي شودومادر
نااميدان رااميدمي شود
گمگشتگان راراه مي شود
در تاريكي ماندگان را نورمي شود
ومحتاجان به عشق راعشق مي شود
خداوندهمه چيزمي شودهمه كس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاكي دل
به شرط پرهيزازمعامله باابليس
بشوييدقلب هايتان را ازهراحساس ناروا
ومغزهايتان راازهرانديشه خلاف
وزبان هايتان راازهرگفتارناپاك
وبپرهيزيداز ناجوانمردي ها
ناراستي ها
نامردمي ها!
مگراززندگي چه مي خواهيد
كه درخدايي خدايافت نمي شود؟
كه به شيطان پناه مي بريد؟
كه درعشق يافت نميشودكه به نفرت پناه مي بريد؟
كه درسلامت يافت نميشود
كه به خلاف پناه مي بريد؟
ومگرحكمت زيستن راازيادبرده ايد
كه انسانيت راپاس نميداريد؟
ازسخنان ملاصدراي شيرازي
واین هم ازتصویرسازی...مربوط میشه به چندماه پیش....
