هیچ...
خدانگهدار....
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ ساعت توسط ...
|
۱-دست هایم راپس نمیداد - مادربزرگ
دیشب- ازگورستان
تاخواب من-پیاده آمده بود
خاطرات وحشی
خاطرات ولگرد
روحت راگازمی گیرد
دستم ازشعرکوتاه می شود امشب.....
----------------------------
۲-جوراب سیاه روی سرت کشیدی و
روزهای خوبم را بردی...
پشت سرت آب ریختم...