یک تکه ماه افتاده ست گوشه شب- زرد وزار
آسمان سیاه می کندابهت دشت را
کنارخون مردگی دست های جاده
تب داردزمین ومن هم لابد-کافرم!
وشعر-سراسر خالی ازعشقی بزرگ
گاهی درون سینه ام آسمان نفس میکشد
چراغ هاراخاموش میکنم تاستاره هامرابهتر ببینند
به اندازه نفرت
دوستش میدارم-شب را
در وحشتش آرامشی هست...
بسان واژه هایی که میزایدومی میرند...
و درمن دفن می شوند...
![]()
برد امشب ماتادورهاروبه همه طرفداران بازی های قشنگ اسپانیاتبریک میگم
+ نوشته شده در جمعه یازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط ...
|