موهایم که بلندمی شودیادم می آیدزنده ام
گریه ام می گیرد
زمین مرابه آسمان پاس می دهد
گنجشک هاهم آشیان دارند....
![]()
دلم می خواهد درسماجت ماه
گلوگاهم را-به کورترین نقطه شب بسپارم
به آهنگ غمگینی که درگوشم فریادمی زند
ویک تکه فرش که برآن میپیچدبه خودهیکل خاموشم
قسم به تمام انسان هاکه ماسیده اندپشت دیوارخود
جزیک تکه تعلق که درآن بتوان نشست
وچشم هایت رابه خاطرآورد
یاطرح سازی که هرگزنداشته ای -روی دیوارنقش کنی...
هیچ چیزنمی خواهم
تو-سرجایت میمانی
چشم هایت راکه میبندی
من قایم می شوم
پشت دیوار انسان ها
امشب له می شوم
زیرپای آسمان
می ترسند درجستجوی آشیانه باشیم
گورهاراتنگ می سازند
چنگ می زدم ساقه های یأس راكه برديوارتان چنبرمي زد وقتي كه دست هاتان جان ميداد
حالاشبيه تو
طردمي كندمرا آسمان
شاخه تاريكي مرابه باغچه مي خواند
باغچه سهم من است
آشيانه بزرگ من

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط ...
|